خبر


بابك داد روزنامه نگار و تحليلگر سياسي،اجتماعي مقيم ايران. بعد از كودتاي ننگين 23 خرداد88 زندگي خانوادگي در خفا و آوارگي را برگزيديم تا با نوشتن و گفتن از حقانيت ملت دفاع كنيم.براي ديدن مطالبم قبل از كودتا به وبلاگم در بلاگفا مراجعه كنيد.روی تصویرم كليك كنيد.نشانی تماس: babakdad@hotmail.com فرصت آشنايي بابک داد تهران, ایران, Iran کلمه؛ تنها دارائی من است. کلمه کلید گفتن ناگفتنی هاست. اینجا ناگفتنی هایم را با تو می گویم. اینجا دارائی هایم را با تو تقسیم میکنم. تو نیز با ارائه نظرهایت، کمی از ثروت خود را به این صفحه بیاور... ---------------------- گهگاه روزنامه نگاري و خبرنگاري كرده ام و فيلم ساخته ام و ...اینهاست بخشی از کارهایی که مرتکب! شده ام: • روزنامه سلام (از سال 1371) • هفته نامه "بهمن"(سال1374):خبرنگار سياسي. • خبرنگار همراه نامزد انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري؛سيد محمد

توضيح: سلام بر مخاطبان آشنا. بدليل احتمال رديابي ام از طريق به روزرساني بلاگفا، نوشته هايم را در وبلاگ ديگرم به آدرس زير مي نويسم و هر بار كه فرصت نسبتا" امني دست بدهد، نوشته هايم را در اينجا مي گذارم.

وبلاگ فرصت نوشتن 2

به گفته برخي دوستان آگاه، احتمال عدم فيلترينگ اين وبلاگ، سعه صدر مسئولان نيست! احتمالا" براي امكان رديابي نويسنده اش اين وبلاگ را باز گذاشته اند. اما تا روز دستگيري، بودن من در اين سرزمين، نشانه ناتواني و «سند انكار قدرت» پوشالي امنيتي اين نظام است. خبر دارم تا كجاها را براي گرفتنم جستجو كرده اند و به لطف خداوند، ناكام مانده اند.  حالا متن «چند مطلب اخيرم» را يكجا براي مطالعه دوستان مي گذارم. كامنتها باز است. خودتان مراقب فحاشان و مأموران حقوق بگير نظام باشيد و هر يك دشنام آنها را با يك بيان منطقي و متين، پاسخ بگوييد. بگذاريم خوانندگان جوان يا تازه وارد، وزن منطق و عقلانيت اهالي جنبش سبز را در برابر فحاشي و حقارتهاي سينه چاكان اين نظام خونريز ببينند و خودشان ميان ما و آنها قضاوت كنند و به انتخاب برتر برسند. و لطفا" اهالي حقيقي جنبش سبز از نوشتن «مرگ بر..» در كامنتها استفاده نكنند. بگذاريد سياهي  شعار مرگ و ننگ براي نظام باشد. ما منادي زندگي و سبزي هستيم.
اگر برای باز کردن این دو تا لینک مشکلی‌ دارین در قسمته نظر‌های شما بنویسین تا براتون صفحهٔ الیاس درست کنم


خیلی مهم*************
دوشنبه ساعت 4 بعد از ظهر/حمایت از مهدی کروبی و روزنامه اعتماد ملی، پل کریمخان و محوطه اطراف!! برای قدرت نمایی ملیونی رسانه شمائید و فرصت اندک

 موسوی وارد بهشت زهرا شد ستند

به گزارش خبرگزاری فرانسه به نقل از شاهدان عینی، میرحسین موسوی، کاندیدای معترض انتخابات ریاست جمهوری لحظاتی پیش وارد بهشت زهرای تهران شد. بنا بر این گزارش امروز هم‌چنین در حدود ۱۵۰ تن از نیروهای مسلح دولتی در بهشت زهرای مستقر شده‌اند. امروز قرار است گروهی برای برنامه مراسم چهلم کشته شدن ندا آقاسلطان در بهشت زهرا گرد هم بیایند. مهدی کروبی، نامزد معترض به نتیجه انتخابات و مادر ندا نیز قرار است امروز در بهشت زهرا بر سر مزار کشته‌شدگان حوادث اخیر یابند. شاهدان عینی می‌گویند که تمرکز استقرار نیروهای انتظامی به‌ویژه در اطراف گور ندا آقاسلطان است. ندا آقاسلطان دختری بود که روز شنبه ۳۰ خرداد در طی سرکوب شدید اعتراضات خیابانی توسط نیروهای دولتی در منطقه کارگر شمالی به ضرب گلوله کشته شد. تصاویر صحنه مرگ ندا که با تلفن همراه ضبط شد او را به نماد معترضان بدل کرده‌است.


جعفرپناهی(کارگردان و فیلم ساز)و مهناز محمدی در بهشت زهرا بازداشت شدند

برخی گزارش ها حاکی است جعفر پناهی فيلم ساز و کارگردان سرشناس سينمای ايران و مهناز محمدی ، فعال حقوق زنان و مستندساز بعد از ظهر امروز در بهشت زهرای تهران بازداشت شدند. به نوشته سايت ميدان زنان، اين دو فيلمساز، صبح امروز برای گذاشتن گل بر سر مزار جانباختگان رويدادهای پس از انتخابات به بهشت زهرا رفته بودند که حدود ساعت ۲ بعد از ظهر، بازداشت و به مکان نامعلومی برده شده اند


موسوی را از بهشت زهرا به بیرون فرستادند


به گزارش خبرگزاری فرانسه به نقل از شاهدان عینی، آقای موسوی، از کاندیداهای معترض انتخاباتی، موفق شده بود از اتوموبیل خود پیاده شده و خود را به سنگ مزار ندا آقاسلطان برساند.
ولی به او اجازه تلاوت آیات قرآن داده نشد و پلیس ضد شورش با محاصره آقای موسوی وی را به اتوموبیلش بازگرداندند.

به گفته شاهدان عینی، چند صد نفر از سوگواران حاضر شعار «یا حسین میرحسین» سر دادند که با ضرب و شتم نیروهای دولتی مواجه شدند.
خبرهای دریافتی همچنین از بازداشت تعدادی از سوگواران حکایت دارد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه تعداد نیروهای مسلح دولتی که در بهشت زهرا مستقر هستند بیش از ۱۵۰ نفر است



قلم - مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز بیانیه منتشر کرد.ا
در این بیانیه آمده است:ا


بسم الله الرحمن الرحیم

میگویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده اند.


قاتلین مردم بی گناه نبایند فکر کنند که از خشم ما در امانند. دوستان وظیفه است که این چهره ها را دست به دست به یکدیگر منتقل کرده و در راستای رسوا کردن قاتلان خواهران و برادرانمان همت کنید. به این چهره ها هر روز نگاه کنید، حتما روزی آنها را خواهیم دید
ما بیشماریم و اینان هیچ

Green Wave: همه چهره قاتلان






صدا و سیمای ما یک کودک حسود است !


با نشست اخیر گروه g8 صدا و سیما شروع به پخش یک سری گزارش در رابطه با ناکارآمد بودن این نشست و اینکه جی هشت کاری نمی تونه بکنه کرده .. اصولا هرجا که یک چیزی به ضرر ایران انجام میشه یا اتفاقی میوفته که ایران خوشش نمیاد دقیقا مثل حالتی که یک کودک حسودیش بشه و مناطقی از بدنش بسوزه! شروع به بدگویی می کنه و فقط نظر افرادی رو پخش می کنه که در رابطه با اون موضوع نظر منفی دارند .. چنین رفتار حسودانه و دور از منطق از تحلیلگران، گزارش گران و خبرنویسان یک سازمان عریض و طویل دولتی با حمایت های بی دریغ واقعا سخیف و غیرحرفه ای نیست !؟


گزارش يک شاهد عينی از تجمعات اعتراضی مردم در ۱۸ تير ۸۸ در تهران

ما با ماشين از خيابان کارگر به سمت کشاورز رفتيم اولش نااميد شديم و گفتيم حربه‌ی دولت گرفت و مردم رفتند مسافرت، ولی هر چه جلوتر رفتيم اميد در دلهای‌مان شعله زد!
تقريبن از تقاطع کشاورز درگيری‌ها شروع شد و نيروی‌های انتظامی بودند که مردم را متفرق می‌کردند و چشم‌های خودشان هم از گازاشک‌آور پر بود از اشک! ما به سمت ۱۶ آذر رفتيم، تمامی ورودی‌ها به پايين بسته بود، برگشتيم! گويا نيروهای انتظامی نتوانسته بودند آن‌طور که خواسته حکومت بود مردم را متفرق کنند برای همين يک‌دفعه نيروهای ضد شورش آمدند. تمام پارک لاله و خيابان حجاب پر شد از گاز اشک‌آور و مردمی که در پارک برای تفريح آمده بودند با بچه و پيک نيک و سفره‌های‌شان زير بغل به سمت کارگر شمالی و فاطمی در حال دويدن بودند هر کسی که سيگاری بود تند تند سيگار روشن می‌کرد و تو چشم زن و بچه‌ها فوت می‌کرد! فضای خيابان‌های اطراف پارک لاله کاملن امنيتی بود و پر بود از ماموران ضد شورش با رنگ‌های خاکستری و آبی و سبز !

ما به سمت کشاورز غربی رفتيم تا وارد چمران بشيم که اون‌جا به اولين تقاطع که رسيديم ديديم تقريبن چهار راه دست مردمه و جمعيتی بالغ بر ۳ هزار نفر در حال شعار "مرگ بر خامنه‌ای" و "خامنه‌ای حيا کن ... سلطنت را رها کن" بودند! و وسط چهار راه هم آتيش روشن کرده بودند برای مقابله با گاز اشک‌آور!
زمان هر چه جلوتر می‌رفت اوضاع برای حکومت وخيم‌تر می‌شد تا اين‌که بالاخره آخرين نيروی خود يعنی نوپو و بسيج را هم وارد ميدان کردند!
جلوتر که رفتيم سر يک چهار راه ديگه که خلوت‌تر بود منظره جالبی رخ داد! دقيقن اتفاقی که برای خودم افتاده بود (گفتم يه روزی ميگم!) داشت برای يه مردی که از قضا هم قيافه‌ و هم‌سن خودم بود رخ می‌داد و يه موتوری دو ترکه بسيجی دنبالش می‌کردند که مرد به طرفی که ما بوديم آمد و موتوری هم از بريده‌گی خيابان گذشت و پيچيد جلوی پيکانی که داشت مرد را از صحنه دور می‌کرد و آن را متوقف کرد!
بايد کاری می‌کردم (چرا که مردم هم در يوسف‌آباد برای من هم همين کار را کردند، وگرنه الان من تو خونه نبودم!) ماشين را نگه داشتيم و به بچه‌ها گفتم بريد جلوش را بگيريد تا مرد را نبرند دو سه تا ديگه از مردم هم اومدند جلو يکی از بسيجی‌ها داشت مرد بی‌چاره را که قلبش مثل گنجشک می‌زد به سمت موتور رفيقش می‌برد مردم سعی کردند از دست اون بيرونش بيارند ولی بسيجی با کمال وقاحت اسپری فلفل را از جيب بيرون آورد به سمت مردم پاشيد تقريبن داشت مرد را می‌برد و با تجربه‌ای که از سال‌های قبل داشتم می‌دانستم چه بر سر او خواهد آمد همين‌طور سر دوستان داد می‌زدم که کاری کنيد که يک‌باره يک جوان تقريبن ۱۸ ساله که انگاری فرشته نجات باشد از اون طرف خيابان دوان دوان خود را به بسيجيه رساند و خودش را انداخت روی بسيجيه و با اسپری فلفلی که داشت مقابله به مثل کرد و دقيقن تو چشم‌اش زد!
بسيجی داد زد آی کور شدم کور شدم! مرد را رها کرد و داد زد "سيد بيا من رو ببر... زود باش" تا سيد بيايد و بسيجی سوار شود کتک بود که می‌خورد و بالاخره توانست از ميان مردم بگريزد و با رفيقش فرار کند!
مرد رها شده و راننده پيکان که انگاری دنيا را به آنها داده باشند هم از راه ديگری رفتند!
مردم هم چنان از اين حرکت خود و آن جوان احساس شعف داشتند تو گويی قدرتی دوباره يافته‌اند و به سمت تجمع حرکت کردند!
ما تقريبن تا ساعت ۱۰ همان حوالی و اميرآباد بوديم!
آخر وقت (حوالی ساعت ۱۰) نمی‌دانم چه اتفاقی در کوی و اميرآباد يا پارک لاله افتاده بود که چيزی در حدود دو سه هزار نيروی ضد شورش و بسيجی‌ و نوپو در لباس‌هايی با رنگ‌های خاکستری و آبی و سبز و شخصی سرتاسر کارگر از انقلاب تا کوی را پوشانده بودند!
دوستی که تازه برگشته بود تلفن زد و گفت همين داستان در ميدان ونک و خيابان يوسف‌آباد و هفت‌تير و انقلاب هم بوده است!
شد آن‌چه که بايد می‌شد!
من هيچ سالگردی از ۱۸ تير را به شکوهی و با عظمتی و شلوغی امسال نديدم! اگر سال‌های قبل فقط دانشجو بود امسال پير و جوان از هر قشر بودند و سه روز تعطيلی و سفارش‌های مکرر مجری‌های خود‌فروخته صدا و سيما برای رفتن مردم به مسافرت و شمال هم کارگر نشد و مردم هم‌چنان در ميدان بودند و حکومت هم شوکه شد!
آقای احمدی مقدم فرمانده ناجا ديديد که مردم را نمی‌شناسيد و بر خلاف حرف شما ماندند و ۱۸ تير را گرامی داشتند!
...
تا کور شود هر آن‌که نتواند ديد!


شاهد عينی: داريوش. ش

مطلبی واقعا  قشنگ در یک وبلاگ،اینجا

 

  

     ویدئو









روش دفاع در مقابل حمله با باتوم





















  


















عکس

بهشت زهرا


بهشت زهرا





  

 










Plastic Bullet used to hit our LOVELY IRANIANs


































stampa

 

...ما پیروز شدیم
...نظر هایه شما
IRAN LIBERO               Italiano           

فیلترشکنUltraSurf
اگر فکر می‌کنین یا میترسین که کی لوگر باشه تویه کمپوتره شما از این نرم افزار استفاده کنیدAKLT
فیلترشکن یوتیوب
صفحهٔ بعد
 میخ برایه موتور سوارایه رژیم

...بازداشت 36 نفر از درجه داران